کد خبر 1833505
تاریخ انتشار: ۲۸ مرداد ۱۴۰۵ - ۱۱:۲۷
تجمعات مردمی

در زمانی که دشمن فروپاشی را از طریق تلاش برای ایجاد تفرقه داخلی و تجزیه اجتماعی و اختلافات سیاسی می‌خواهد پیش ببرد، وحدت و اعتماد به یکدیگر سپر دفاعی ماست. آیا می‌خواهیم این سپر را زمین بیندازیم؟

به گزارش مشرق، کبری آسوپار فعال رسانه طی یادداشتی در روزنامه فرهیختگان نوشت:

سردار یدالله جوانی، معاون سیاسی سپاه پاسداران تکذیبیه‌ای نوشته برای ویدئویی از یکی از تجمعات شبانه که به او نسبتی دروغ داده‌اند. دروغی در حد صحبت علیه رهبر انقلاب، بی‌آنکه سندی بر این ادعا باشد. حاضران هم شعار مرگ بر ضد ولایت‌فقیه داده‌اند و کسی هم نپرسیده آیا سردار جوانی واقعاً چنین حرفی زده است؟ چرا برخی ذهن‌ها برای آنکه باور کنند معاون سیاسی سپاه پاسداران می‌تواند علیه رهبر انقلاب موضع بگیرد، تا این حد آماده است؟

بعد از ایام پایانی ماه صفر و برگزاری مراسم عزاداری شهادت امام رضا علیه‌السلام، تکذیبیه و توضیحی منتشر شد تا از آستان قدس در برابر ادعای «ممانعت خادمان حرم امام رضا علیه‌السلام از سر دادن شعار مرگ بر آمریکا» دفاع کند. چرا برخی اذهان برای پذیرش چنین خبر عجیبی، بی‌آنکه کمی شک کنند، آماده است و حتی برخی واکنش‌های تند و توهین‌آمیز نسبت به خادمان حرم رضوی در فضای مجازی مشاهده می‌شود؟

ازاین‌دست مثال‌ها می‌توان به تعداد بالا نوشت و بعد تعجب کرد که چطور برخی در جریان انقلابی، با این دست دروغ‌ها یا سوءبرداشت‌ها به‌سرعت همراه می‌شوند و واکنش‌های تند هم نشان می‌دهند. چرا یک ذهن انقلابی و حزب‌اللهی برای پذیرش دروغ، آن هم در مورد چهره‌ها و نیروهای انقلابی باید تا این حد آمادگی داشته باشد؟ چرا اگر کل ماجرا را رد نمی‌کند، حداقل با کمی شک‌وتردید به آن نگاه نمی‌کند و همان اول حکم بر صدق هر ادعایی می‌دهد؟

ریشه اعتماد در جامعه هدف قرار گرفته شد؛ همه‌اش کار اینترنشنال و بی‌بی‌سی و منوتو و پیام‌رسان‌ها و شبکه‌های اجتماعی خارجی و با انگیزه براندازی نظام نبود. توده‌های انقلابی را آن‌ها بی‌اعتماد نکردند، چه آنکه گوش و چشم حزب‌اللهی‌ها به آن‌ها نبود و برای نفوذ به ذهن‌های آنان، مسیرهای دیگری باید طراحی می‌شد.

پیام‌رسان‌های داخلی، تریبون‌های انقلابی، چهره‌های موجه و حزب‌اللهی؛ و همگی با انگیزه دفاع از نظام و رهبری و ایران. اما مگر خود رهبری -چه رهبر شهید و چه رهبر جدید- هزارباره از وحدت نگفته بودند و نمی‌گویند؟ پس چطور می‌شود با انگیزه دفاع از ولی‌فقیه، یکی از اصلی‌ترین اوامر خود ولی‌فقیه را زیر پا له کرد؟ به نظر می‌رسد به قول قدیمی‌ها یک جای کار می‌لنگد! با کمی دقت، طراحی دشمن روشن است.

اگر برای بی‌اعتماد کردن توده‌های خاکستری یا اصلاح‌طلب نسبت به مسئولان و مردم، رسانه‌های فارسی‌زبان غربی را تأسیس کردند و پروژه‌های عملیات روانی سرویس‌های امنیتی را از طریق این شبه‌رسانه‌ها یا حتی برخی رسانه‌های اصلاح‌طلب داخلی پیش بردند، برای توده‌های حامی نظام، مسیر بی‌اعتمادسازی را بر مبنای مفاهیمی چون تنها ماندن رهبر، خیانت مسئولان و بی‌سود بودن بسیاری از ساختارهای نظام از کانال تریبون‌های مدافع نظام و پیام‌رسان‌های داخلی پیش بردند. نامش هم دفاع از جمهوری اسلامی ایران است و همین پوشش باعث جذب انقلابی‌ها می‌شود، بی‌آنکه توجه شود در پوشش دفاع از نظام، ریشه نظام زده می‌شود.

آیا قرار است همان بی‌اعتمادی به ساختارهای نظام و مسئولان را که در جریان فتنه‌ای مثل وقایع سال ۸۸، اصلاح‌طلبان پیش بردند، جریان انقلابی هم حالا به‌نحوی دیگر و با محتوایی دیگر پیش ببرد؟ این شرح به معنای آن نیست که تریبون‌داران و فعالان رسانه‌ای انقلابی و توده‌های انقلابی به خطا رفته، در انقلابی‌گری خود یا دفاعشان از نظام صادق نیستند.

از قضا آن‌ها در صف اول دفاع از ایران ایستاده‌اند و به‌یقین اولین گروهی هستند که صادقانه و آگاهانه حاضرند در این مسیر از جان خود هم بگذرند. دلیل این مدعا هم تجربه جان‌فشانی‌های آن‌ها برای ایران در همه دهه‌های گذشته و در همه جنگ‌های تحمیلی و فتنه‌های گذشته بر ایران است، اما نکته در خطایی ناخواسته است؛ در ندیدن و غفلت از طراحی دشمن است.

وگرنه که اول و آخر حرف، همان دیالوگ فیلم «چ» است که پس از اعتراضات اصغر وصالی به مصطفای چمران و فریاد جهاد و مبارزه و مقاومت وصالی که چمران خطاب به او گفت خوش به حال خمینی که سربازانی چون شما دارد. ما هم به تقلید از مصطفای چمران دلخوشیم که بنویسیم خوش به حال خامنه‌ای‌ها که سربازانی چون شما دارند.

اما نباید از طراحی دشمن هم غفلت کرد. در دورانی که خبری از صلح نیست و هر لحظه جنگ می‌تواند شعله‌ور شود و اقتصاد به‌مثابه یک ابزار در دست هر دو طرف است، تاب‌آوری به یکی از اصلی‌ترین گزاره‌ها تبدیل شده و هرچه وحدت، اعتماد متقابل و یک‌صدایی یک جامعه بیشتر باشد، یقیناً تاب‌آوری بیشتری خواهد داشت. اگر مردمی به یکدیگر یا به مسئولان خود اعتماد نکنند و زمینه باور هر دروغی درباره آنان را در ذهن داشته باشند، چگونه مقابل تأثیرات جنگ تاب خواهند آورد؟

یعنی لازم است قصه پیرمردی که وقت مرگ چوب دست فرزندانش داد که بشکنند تا ببینند چوب‌های تک شکسته شده، اما وقتی دسته‌ای چوب با هم باشند، شکسته نمی‌شوند را برای هزارمین بار از دوران کودکی‌مان مرور کنیم؟

برگردیم به جنگ ۱۲ روزه، حمله موشکی به شعام، تلاش‌های موفق و ناموفق برای ترور مسئولان، تهدید تلفنی مسئولان برای ترک ایران و...؛ همه این‌ها برای رقم زدن فروپاشی ساختار نظام بود که البته موفق نشدند.

در جنگ رمضان ترورها ادامه یافت، اما خط تخریب هم پیش رفت که مثلاً اگر با موشک نتوانستند شعام را به عنوان یکی از اصلی‌ترین نهادهای اداره‌کننده کشور در دوران جنگ از بین ببرند، حالا با تخریب و تهمت آن را بی‌اعتبار کنند. بی‌اعتمادی یعنی همین بی‌اعتبار کردن، یعنی یا خود شخص را ترور می‌کنند یا اگر نشد، شخصیتش را؛ و این‌گونه پروژه فروپاشی درونی را به خیال خود پیش ببرند. حال کمی به خود نگاه کنیم. ما کجای این پروژه ایستاده‌ایم؟ در برابر آن یا جزئی از آن؟

باید چه کرد؟ آیا باب انتقاد را ببندیم و فقط تحسین و تقدیر کنیم، حتی کاستی‌ها و بدعملی‌ها و بی‌عملی‌ها را؟ چنین روشی که روشن است نمی‌تواند درست باشد. پس چه باید کرد؟ می‌شود انتقاد کرد، اما دوقطبی نیافرید؛ انتقاد کرد، اما بر طبل دشمنی نکوبید؛ انتقاد کرد، اما حامیان موضوع مورد نقد را خائن ننامید؛ می‌توان برای هر موضوعی دعوای حق و باطل راه نینداخت و تکفیر نکرد و می‌توان مصداق تئوری «هر کس با ما نیست، علیه ماست» نشد. مرز بین نصیحت و تهمت، دشمنی و دلسوزی و اقدام ملی یا عملکرد جناحی را رعایت کنیم.

یک بار دیگر اتفاقات رخ داده در یک سال اخیر را مرور کنیم. دیگر چه اتفاقی باید بیفتد تا بدانیم باید دست‌به‌دست هم دهیم به مهر - گرچه با اختلاف‌نظر- تا مقابل دشمن بایستیم؛ اگر جنگ می‌شد، اختلافات را کنار می‌گذاشتیم؟ که شد؛ اگر مقاماتمان را ترور می‌کردند؟ که کردند؛ اگر رهبرمان را... دیگر چه باید بشود که بدانیم «لازم است تک‌تک جان‌فدایانی که دلشان برای اسلام و انقلاب یا استقلال و سربلندی ایران می‌تپد، ازاین‌پس بیش‌ازپیش، برای پاسداری از وحدت صفوف منسجم و به‌هم‌پیوسته ملت، اهتمام ورزند و اختلافات غیرموجه و حتی موجه را به تنازع و تفرقه تبدیل نکنند و قولاً و عملاً، مظهر انسجام و یکپارچگی ملت باشند، ان‌شاءالله.»

وحدت در این مقام صرفاً یک توصیه اخلاقی نیست، بلکه راهبرد حفظ کشور است در زمانی که دشمن فروپاشی را از طریق تلاش برای ایجاد تفرقه داخلی و تجزیه اجتماعی و اختلافات سیاسی می‌خواهد پیش ببرد. وحدت و اعتماد به یکدیگر سپر دفاعی ماست و چشم‌پوشی از اختلافات حتی موجه و عدم ایجاد دوقطبی بخشی از مبارزه ما در برابر دشمن است. آیا می‌خواهیم این سپر را زمین بیندازیم؟

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha

این مطالب را از دست ندهید....

فیلم برگزیده

برگزیده ورزشی

برگزیده عکس